من در دل جز تو نگاری ندارم
غیر از تو با کسی سر و کاری ندارم
دیگران را با دیگری سر و سری همیشگی
میدانی که من جز توقراری ندارم
من در کمند زلف تو آسوده بودم
هرگز خیال و پای فراری ندارم
دل برای تو می تپد و خونم میدود
بی تو هرگز جنبش و مداری ندارم
با بودنت شبهایم چون روز مینمود
بی مه رخت جز شب تاری ندارم

خیلی دلم گرفته. خسته شدم اینقدر خدا رو صدا کردم ولی چه فایده خدا جوابمو نمیده.
کاشکی یه شب که خوابیدم دیگه از خواب پا نشم.
خسته شدم از دست این زندگی از دست این روزگار.
پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری،آن ایت که بعد از زمین خوردنی بر خیزی.
(گاندی)
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
معلم در را می گشاید اما تو خود باید وارد شوی.
(ضرب المثل چینی)
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
از دیروز بیاموز ،برای امروز زندگی کن ،و به فردا امید ببند.مهم این است که یک دم از پرسشگری باز نایستی.
(اینشتین)
سرنوشت را او به دست خود نوشت
خوش نویس است او نخواهد بد نوشت
/261hime.jpg)
دل با تو ، پاییزش بهاره ای عمر دوباره با تو در دل من قصه جا نداره
زیر بارون ، توی ایوون ، شده خسته ، یه پریشون
بی پناهه ، چشم بهراهه ، دوری از اون یه گناهه
